فریدون مشیری


 تو نیستی که ببینی


 چگونه عطر تو در عمق لحظه هاست.

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست .

چگونه جای تو در زندگی سبز است



...
هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن تبسم شیرین

به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند .

نزار قبانی


آن هنگــام کــه بــا لبــاســی نــودوز

بــه دیــدنــم مــی آیــی

شــوق بــاغبــانــی بــا مــن اســت

کــه گلــی تــازه

در بــاغچــه اش روییــده بــاشــد . . .